مدت هاست که بدون تو جایی نمی روم. تورا با خود به ساده ترین مخفی گاههای ممکن می برم. تو را در شادیم پنهان می کنم مثل یک نامه عاشقانه در روز روشن شادی پر ارزش ترین و کم ارزش ترین ماده در دنیاست تنها کودکان آن را می بینند کودکان، قدیس ها ،سگ های ولگرد ،وتو تو شادی را در حین پروازش به دام می اندازی و بعد آن را رها می کنی کاری جز این نمی توان با آن کرد. وتو می خندی تو در برابر شکوهی که اهدا شده شکوهی که دریافت شده می خندی حظ و فیض همیشه با قیمتی گزاف به دست می آید شادی بی نهایت با شهامت بی نهایت به دست می آید من شهامت تو را در خنده ات میدیدم! عشقی چنان قوی به زندگی که حتی زندگی هم نمی توانست ان را نابود کند. برای آن که چیزی را از دست بدهیم اول باید صاحب آن باشیم ما در این دنیا صاحب هیچ چیز نیستیم و هیچ وقت چیزی را از دست نمی دهیم در این دنیا فقط باید با غبار های روانمان از ته دل از ته مغز از ته روح آواز بخوانیم...
|